حجت‌الاسلام نعمت‌الله آزموده

بی‌ اراده بودن امت زمینه‌ساز واقعه عاشورا بود

مدیر مدرسه علمیه تخصصی امام خامنه‌ای بجنورد گفت: کسی که اراده‌اش در دست خودش نیست، دستش برخلاف دل و عاطفه‌اش حرکت می‌کند؛ ازاین‌روست که می‌بینیم مردم امام حسین (ع) را به شهادت می رسانند، حال آنکه برای ایشان می‌گریند.

حجت‌الاسلام نعمت‌الله آزموده، مدیر مدرسه علمیه تخصصی امام خامنه‌ای بجنورد، امروز در نشستی با طلاب استان، با گرامیداشت فرارسیدن اربعین حسینی، بی‌ اراده بودن امت را یکی از زمینه‌سازان مهم واقعه کربلا و عاشورا دانست و با اشاره به برخی وقایع پیرامون عاشورا، به تبیین این درد مهم و خطرناک جامعه اسلامی پرداخت.

مدیر مدرسه علمیه تخصصی امام خامنه‌ای بجنورد گفت: حبیب بن مظاهر از امام حسین (ع) اجازه می‌گیرد تا عشیره خود، بنی اسد را برای پیوستن به کاروان جهاد فراخواند، با اینکه همه مسلمانان حبیب بن مظاهر را با موضع‌های جهادگرانه و کارنامه روشن و پارسایی و پرهیزکاری‌اش می‌شناسند، اما بنی اسد چنین پاسخ او را می‌دهند که پیش از سپیده‌دم سرزمین خود را تخلیه کنند و دسته‌جمعی عقب نشینند.

وی ادامه داد: حبیب بازمی‌گردد و امام را از این نتیجه باخبر می‌کند که بنی اسد حتی ترسیدند بی‌طرف باشند و سرانجام منطقه را ترک کردند. تنها پاسخی که حضرت دراین‌باره می‌دهد می‌فرماید: «لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم».

حجت‌الاسلام آزموده با بیان اینکه این وجدان بی‌حرکت و این شکست غمبار همان مرضی است که امام را برانگیخت تا آن را درمان کند، افزود: این امت برای داشته‌های ناچیز خود دلش می‌سوخت؛ اما دلسوزی برای وجود کلی، برای نظام و عقیده هرگز در ذهن هیچ یک از این مجسمه‌های متحرک نمی‌گذشت، چراکه هزینه‌ای سنگین داشت.

وی با اشاره به اینکه همه این پدیده‌ها دلیلی بر فروپاشی است که امت به آن رسیده بود، گفت: افزون بر این شتافتن مردم به‌سوی خط حکومت را نیز در نظر بگیرید؛ عبیدالله بن زیاد درگذر دو یا سه هفته پس از قتل مسلم بن عقیل توانست ده‌ها هزار تن از افراد این سرزمین را بسیج کند، سرزمینی که همچنان تا آن هنگام رسالت علی (ع) را در خود داشت. او از میان کسانی که در جهاد صفین با امام علی (ع) همراه بودند، صدها تن را به کار گرفت.

ادامه مطلب  نظافت ۱۵ محله بجنورد در طرح جمعه های جهادی

حجت‌الاسلام آزموده افزود: از جمله کسانی که او را اجابت کردند یکی عمرو بن حجاج بود، او در راه امام علی (ع) در دوره زیاد، ستم کشیده بود، اما نتوانست این آزمون دشوار را ادامه دهد و پیش از آنکه به مرحله آخر برسد عقیده خود را کنار گذاشت تا در ازای آن به خیال خودش دنیایی آباد به دست آورد. این بیچاره اراده‌اش به پایان رسیده و شخصیتش به‌عنوان مسلمانی که به اسلام و عزت انسان می‌اندیشید، پایان یافته است و این‌گونه رهبر جاهلیت واپس‌گرای اشغالگر، بدترین مأموریتی را که ممکن است به انسانی واگذارده شود به او واگذارد و او را بدین کار گمارد که میان آب و سیدالشهدا (ع) و خانواده و یاران ایشان مانع شود.

حجت‌الاسلام آزموده گفت: باید این موج اندوه را بشکافیم تا ببینیم چگونه مسلم بن عقیل کاخ امارت را محاصره کرد، هنگامی که ابن زیاد ۲۰ یا ۳۰ نیروی امنیتی در کنار خود داشت و مسلم چهار هزار همراه مسلح که نه دلی داشتند و نه دستی.

وی ادامه داد: درواقع این چهار هزار نفر چیزی جز عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی نبودند وگرنه چرا از ابن زیاد شکست خوردند؟ باید دست‌کم یک نفر هم که شده بود باقی می‌ماند و راه را به او نشان می‌داد؛ اما دریغ! تاریخ می‌گوید در آن دم زنی می‌آمد و شوهر یا پدر یا برادر خود را بیرون می‌کشید و می‌گفت: شما با سلاطین کاری ندارید! نهایت بی ارادی است که مرد سر فروآورد و سست شود.

حجت‌الاسلام آزموده گفت: کسی که اراده‌اش در دست خودش نیست، دستش برخلاف دلش و عاطفه‌اش حرکت می‌کند؛ ازاین‌روست که می‌بینیم مردم امام حسین (ع) را می‌کشند حال آنکه برای ایشان می‌گریند؛ چون می‌فهمیدند کشتن ایشان یعنی کشتن آخرین امید برای رهایی از بدبختی و ستم؛ اما نمی‌توانستند موضع خود را تغییر دهند و ایشان را یاری کنند.